علی قنبری

علی قنبری

داستان کوتاه
نفس زندگی قدم نمی رسد، روی پنجه بلند می شوم وسرم را می آورم بالای چرخ میوه فروشی .    خربزه های ریزودرشت به ردیف چیده شده اند، همه ...
0

داستان کوتاه
معلم تاريخ معلم تاريخ درحاليكه انگشتش رالاي كتاب تاريخ گذاشته بود،آنرابست وازبالاي عينك به دونفر ازبچه هاي ته كلاس كه پچ پچ كرده بودند،چشم غره رفت وآنهافوراًخشكشان زد. ...
1