شعر ” سالی که میرسد از راه ” از شهریار طاووسی(همراز)

قرارمان سرِ روئیدنِ شکوفه ی سیب قرارمان سرِ چشمه کنارِ بیدِ کهن که گیسوانِ بلندش دوباره می رقصد به سازِ کولیِ باد قرارمان سرِ سالی که می رسد از راه به مهربانی و شادی پُر…

بیستر بخوانید

داستان کوتاه ” مورچه ها ” از شهریار طاووسی(همراز)

«مورچه ها»   نمی دانم خواب بودم یا بیدار که مورچه ها شبیه سربازانی فاتح که به سرزمینی ناشناخته هجوم می برند؛ بدنم را کشف کردند. نمی توانستم هیچ کاری را انجام بدهم، ساکت و…

بیستر بخوانید