شعر

شعر

شعر
ما خفتگانِ تاریخ؛ ناباورانِ خورشید دل خسته از سیاهی؛ در جستجویِ امید در شهرِ بی نشانی ما گُم شدیم و رفتیم یک آشنا نماند و از ما نشان ...
0

شعر
نمی دانی که عشق چه کرده است با دلِ من با دلِ من که از آغازِ خلقت عاشق بوده ام عاشقِ گندم سیب اَنارهایِ ترک خورده ی دانه ...
0

شعر
ما تماشاچیانی هستیم که پشت درهای بسته مانده ایم دیر آمدیم،خیلی دیر پس به ناچار حدس می زنیم شرط می بندیم شک می کنیم و آن سوتر،در صحنه ...
0

شعر
قرارمان سرِ روئیدنِ شکوفه ی سیب قرارمان سرِ چشمه کنارِ بیدِ کهن که گیسوانِ بلندش دوباره می رقصد به سازِ کولیِ باد قرارمان سرِ سالی که می رسد ...
0

شعر
هراس…   دل در میانِ سینه گویی نفس ندارد آئینه ی شکسته است درسر هوس ندارد دل مرغکِ اسیرِ خوکرده یِ قفس زاد بالش شکسته عزمِ ترکِ قفس ...
0

شعر
بر دامنِ شهرِ خسته می بارد برف شادی و سرور و شور می آرد برف انگار که پیکِ نوبهاران شده است گُل بر سرِ شاخسار می کارد برف ...
1

شعر
✅🔺به یاد سرنشینان نفت کش سانچی شعری از دکتر شهریار طاووسی(همراز) که دیده است دریا سراپا بسوزد؟ در آتش که دیده است دریا بسوزد؟ شرر بارد از ابرو ...
1

شعر
باران اگر ببارد بر شوره زارِهستی از عشق می توان گفت در روزگارِ مستی پاییز بود و گفتی این عشق جاودانه است این برگریزِ پُر غم؛ از عشقِ ...
2

زندگینامه شعر
سید محمدحسین بهجت تبریزی که او را به نام شهریار می‌شناسیم، ۲۷ شهریورماه ۱۳۶۷ درگذشت؛ محبوب‌ترین شاعر کلاسیک‌گوی ایران از مشروطه به این سو و بعدها سالروز درگذشت ...
0

شعر
ما ز خمخانه ی تاریخ قدح نوشانیم قصه گویِ غمِ بی حاصلِ مدهوشانیم روزهامان همه تاریک تر از تاریکی شبِ دلگیرِ پُر از غصه یِ خاموشانیم رستمِ خسته ...
1