داستان کوتاه دو دوست اثر گی دو موپاسان

محاصره‌ی پاریس موجی از قحطی را دامن زده بود. حتی پرستوهای پشت بام‌ها و موش‌های فاضلاب هم کم شده بودند. مردم هر چه گیرشان می‌آمد، می‌خوردند. یکی از روزهای آفتابی دی‌ماه، آقای موریسوی ساعت‌ساز که…

بیستر بخوانید

داستان کوتاه پیرمرد بر سرپل اثر ارنست همینگوی

….. روستایی ها توی خاکی که تا قوزکهایشان می رسید به سنگینی قدم برمی داشتند. اما پیرمرد همان جا بی حرکت نشسته بود؛ آن قدر خسته بود که نمی توانست قدم از قدم بردارد. من…

بیستر بخوانید