داستان کوتاه ایرانی

داستان کوتاه ایرانی

داستان کوتاه
«مورچه ها»   نمی دانم خواب بودم یا بیدار که مورچه ها شبیه سربازانی فاتح که به سرزمینی ناشناخته هجوم می برند؛ بدنم را کشف کردند. نمی توانستم ...
0

داستان کوتاه
بهرام صادقی در نجف‌آباد اصفهان به دنیا آمد. از سن بيست سالگی همزمان با تحصيل در رشته‌ پزشكی، داستا­ن­هايش را در مجلات ادبی به چاپ می­رساند. هرچند كه بعد ...
0

داستان کوتاه
هوشنگ گلشیری [1316 اصفهان – وفات 16 خرداد 79 تهران] ، ایشان از بنیان گذاران حلقه ادبی جُنگ اصفهان ، از موسسان کانون نویسندگان و سردبیر مجله ی ...
1

داستان کوتاه
راست است که میگویند خواب دم صبح چرسی سنگین است. مخصوصا خواب لوطی جهان که دم دمهای سحر با انترش مخمل از «پل آبگينه» راه افتاده بود و ...
0

داستان کوتاه
قصه ی ظهر جمعه از سال 1319 از رادیو ایران پخش می شده است ، یادم می آید آن موقع ها یک رادیوی قدیمی توشیبا داشتیم که پدرم ...
0

داستان کوتاه
ما شاعران و نویسندگانی داریم که با وجود اینکه از سالهای دور شعر یا داستان دارند ، موقع خواندن آنها آدم حس می کند که در همین زمان ...
0

داستان کوتاه
معلم تاريخ معلم تاريخ درحاليكه انگشتش رالاي كتاب تاريخ گذاشته بود،آنرابست وازبالاي عينك به دونفر ازبچه هاي ته كلاس كه پچ پچ كرده بودند،چشم غره رفت وآنهافوراًخشكشان زد. ...
1

داستان کوتاه
خوب من چه می‌توانستم بکنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگهدارد. بچه که مال خودش نبود. مال شوهر قبلی‌ام بود، که طلاقم داده بود، و حاضر هم ...
0

داستان کوتاه
بچه که بودیم با داستان های درویشیان علاقه مند به کتاب خواندن شدیم و گاهی هم به یک کتاب فروشی می رفتیم که نوشته های درویشیان را به ...
4