شعر

✅🔺به یاد سرنشینان نفت کش سانچی شعری از دکتر شهریار طاووسی(همراز) که دیده است دریا سراپا بسوزد؟ در آتش که دیده است دریا بسوزد؟ شرر بارد از ابرو دریا بگیرد در آغوشِ خود شعله را؛ تا بسوزد نه ...
1
داستان کوتاه معرفی کتاب

  نقدی برکتاب عیسی،مجنون،بی بی شیرین و چند داستان دیگر                              نوشته سرکار خانم زهره کلهرنیا                                      از غلامعلی اکبری شهرشان در صفحه ای از فضا زمان،با شهری در زمین تلاقی کرده بود.شهر آدمیان پیوسته دگرگون می شد ...
0
شعر

در آغوشم بگیر ای آخرین همدم که بی تو زندگانی سخت دلگیر است تو را می خواهم و با تو ندارم ترسی از مردن که آغوشت برایم بهترین آغاز و پایان است تو را می خواهم و باکی ...
3
داستان کوتاه

  از همان روز اول مدرسه ما همدیگر را یافتم یا بهتر بگویم کشف کردیم، با همان روپوش سرمه ای رنگ و دوریقه ی سفید که اتفاقی پشت سر هم ایستاده بودیم و می خواستند نظم و انضباط ...
0
داستان کوتاه

آخر هفته برویم بیرون ،بزنیم به صحرا.پدر را هم با خودم می برم .خیلی کم ازش عکس دارم که در طبیعت گرفته شده باشد…باید عکس های زیادی ازش بگیرم، از زاویه های مختلف :تمام قد ، نیم تنه ...
0
معرفی کتاب

یادداشتی بر مجموعه داستان عاقبت یک رویا علی قنبری کاکاوندی نشر افکار عاقبت یک رویا:منظومه ای درستایش نیکی درکتاب مرشد ومارگریتا،از میخاییل بولگاکف دربخش سفرشیطان به مسکو می خوانیم که شیطان در تیاتر شهر مسکواز تماشاگران مشتاق وشیفته ...
0
خاطرات معرفی کتاب

سالها پیش، درمحله ی برزه دماغ کرمانشاه کتابفروشی بود که من و چند نفر از بچه های محل ازش کتاب می خریدیم و کتابهای نایاب یا ممنوعه راهم لای روزنامه می پیچید وبه ما می داد و ماهم ...
0
خاطرات زندگینامه

داخل کلاس می‌شوم. هنوز روی صندلی‌ام ننشسته‌‌ام که سر و صدای بچه‌ها بلند می‌شود. می‌گویند امروز قول داده‌اید که از علی‌اشرف درویشیان برایمان بخوانید. حسن «از این ولایت» را گرفته است. محمد «همراه آهنگ‌های بابام» را و سروش ...
0
خاطرات زندگینامه

♦️شیرین مثل لطیف تلخستانی! علی اشرف درویشیان از اولین نویسندگانی بود که شناختم، وقتی که معلم کلاس چهارم دبستان که علاقه ی مرا به مطالعه دیده بود کتابی را به من دادتا بخوانم، کتابی که جلد آن سفید ...
0