شعر “باران پاییزی” از شهریار طاووسی(همراز)

باران اگر ببارد بر شوره زارِهستی از عشق می توان گفت در روزگارِ مستی پاییز بود و گفتی این عشق جاودانه است این برگریزِ پُر غم؛ از عشقِ ما نشانه است شانه به شانه رفتیم…

بیستر بخوانید

شعر “وارث بی ثمر قوم فراموشانیم” از شهریار طاووسی(همراز)

ما ز خمخانه ی تاریخ قدح نوشانیم قصه گویِ غمِ بی حاصلِ مدهوشانیم روزهامان همه تاریک تر از تاریکی شبِ دلگیرِ پُر از غصه یِ خاموشانیم رستمِ خسته یِ افسرده یِ سهراب کُشیم تا ابد…

بیستر بخوانید

داستان کوتاه آغاز از شهریار طاووسی (همراز)

دراتاق باز بود و آفتاب کم جان و بی رمق آخرین روز تابستان اتاق را پر کرده بود و انگار داشت همه جا را می کاوید و دنبال چیزی می گشت، روز عجیبی بود و…

بیستر بخوانید

شعر”کودک پنج ساله”از شهریار طاووسی(همراز)

کودکی پنج ساله در عمقِ وجودم فریاد می کشد : تنهایم نگذار ؛ مرد خسته هم بازیم را می خواهم من امّا فقط به فکرِ سر رسیدِ قسط های آخِرِ ماهم بادبادکی با گوشواره های…

بیستر بخوانید

شعر “بعد از تو” از شهریار طاووسی(همراز)

آن کهنه کتابم که خریدی و نخواندی پاییز غم انگیز که رفتی و نماندی من چشم به راهِ خبری خوش ز تو بودم هر بار گذشتی و پیامی نرساندی بیچاره دلم حسرت دیدارِ تو را…

بیستر بخوانید

شعر میوه ی باغ نظر از شهریار طاووسی(همراز)

میوه ی باغ نظر بی تو هر لحظه مرا عمر به سر می آید گویی از قافله‌ی مرگ خبر می‌آید بی تو این زندگیِ لعنتی و پوشالی جان به سر کرده مرا تا که به…

بیستر بخوانید

شعر “نام دیگر باران” از شهریار طاووسی(همراز)

…و عشق نامِ دیگرِ باران است که فرو می بارد قطره قطره دانه دانه ؛ از آسمان وجاری می شود در رگ های زمین …و عشق نامِ دیگرِ شراب است که در رگ هایِ عاشقان…

بیستر بخوانید