آرشیو توسط:دکتر شهریار طاووسی (همراز)

دکتر شهریار طاووسی (همراز)

17 پست ها 0نظرات

درباره نویسنده

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

دکتر شهریار طاووسی (همراز) پست ها

شعر
ما خفتگانِ تاریخ؛ ناباورانِ خورشید دل خسته از سیاهی؛ در جستجویِ امید در شهرِ بی نشانی ما گُم شدیم و رفتیم یک آشنا نماند و از ما نشان ...
0

شعر
نمی دانی که عشق چه کرده است با دلِ من با دلِ من که از آغازِ خلقت عاشق بوده ام عاشقِ گندم سیب اَنارهایِ ترک خورده ی دانه ...
0

شعر
قرارمان سرِ روئیدنِ شکوفه ی سیب قرارمان سرِ چشمه کنارِ بیدِ کهن که گیسوانِ بلندش دوباره می رقصد به سازِ کولیِ باد قرارمان سرِ سالی که می رسد ...
0

داستان کوتاه
«مورچه ها»   نمی دانم خواب بودم یا بیدار که مورچه ها شبیه سربازانی فاتح که به سرزمینی ناشناخته هجوم می برند؛ بدنم را کشف کردند. نمی توانستم ...
0

شعر
هراس…   دل در میانِ سینه گویی نفس ندارد آئینه ی شکسته است درسر هوس ندارد دل مرغکِ اسیرِ خوکرده یِ قفس زاد بالش شکسته عزمِ ترکِ قفس ...
0

شعر
بر دامنِ شهرِ خسته می بارد برف شادی و سرور و شور می آرد برف انگار که پیکِ نوبهاران شده است گُل بر سرِ شاخسار می کارد برف ...
1

شعر
✅🔺به یاد سرنشینان نفت کش سانچی شعری از دکتر شهریار طاووسی(همراز) که دیده است دریا سراپا بسوزد؟ در آتش که دیده است دریا بسوزد؟ شرر بارد از ابرو ...
1

شعر
در آغوشم بگیر ای آخرین همدم که بی تو زندگانی سخت دلگیر است تو را می خواهم و با تو ندارم ترسی از مردن که آغوشت برایم بهترین ...
3

داستان کوتاه
  از همان روز اول مدرسه ما همدیگر را یافتم یا بهتر بگویم کشف کردیم، با همان روپوش سرمه ای رنگ و دوریقه ی سفید که اتفاقی پشت ...
0

خاطرات زندگینامه
♦️شیرین مثل لطیف تلخستانی! علی اشرف درویشیان از اولین نویسندگانی بود که شناختم، وقتی که معلم کلاس چهارم دبستان که علاقه ی مرا به مطالعه دیده بود کتابی ...
0