آرشیو توسط:علی قنبری کاکاوندی

علی قنبری کاکاوندی

34 پست ها 2نظرات

درباره نویسنده

در حال حاضر پزشک عمومی هستم و متولد سال 1339. از 14 سالگی داستان نویسی را شروع کردم و تا 18 سالگی چندین داستانم در نشریات دانش آموزی (در تهران) و دانشجویی (دانشکده ی علوم کرمانشاه) و در جاهای دیگر به صورت متفرقه چاپ شد و با وقفه ای طولانی مدت از سال 88 مجددا شروع به نوشتن کردم که درسال 94 به صورت مجموعه داستانی با عنوان "عاقبت یک رویا" چاپ شد.

علی قنبری کاکاوندی پست ها

داستان کوتاه
هوشنگ گلشیری [1316 اصفهان – وفات 16 خرداد 79 تهران] ، ایشان از بنیان گذاران حلقه ادبی جُنگ اصفهان ، از موسسان کانون نویسندگان و سردبیر مجله ی ...
1

زندگینامه فیلم معرفی کتاب
گونترگراس در سال 1927 در گدانسک لهستان متولد شد و در 15 سالگی برای گریز از محیط تنگ و فقیرانه ی خانوادگی به ارتش هیتلری پیوست و در ...
0

دسته‌بندی نشده
آشورا ۱ جای مردن سگ های پیر بود. جای عشق بازی مرغابی ها بود. جای پرت کردن بچه گربه هایی بود که خواب را به مردم حرام کرده ...
0

داستان کوتاه
هوس زن گرفتن به سرم زده بود. دوست داشتم وضع مالی خانواده همسرم پایین‌تر از خانواده خودم باشد تا بتوانم زندگی بهتری برایش فراهم کنم. مادرم چنین دختری ...
0

خاطرات داستان کوتاه
امشب که ساعت ها یک ساعت عقب کشیده شده و ساعت زمستانی شروع می شود ، یاد سالها پیش می افتم ، وقتی که تکنیسین پالایشگاه بودم. آن ...
0

داستان کوتاه
راست است که میگویند خواب دم صبح چرسی سنگین است. مخصوصا خواب لوطی جهان که دم دمهای سحر با انترش مخمل از «پل آبگينه» راه افتاده بود و ...
0

داستان کوتاه
قصه ی ظهر جمعه از سال 1319 از رادیو ایران پخش می شده است ، یادم می آید آن موقع ها یک رادیوی قدیمی توشیبا داشتیم که پدرم ...
0

داستان کوتاه
ما شاعران و نویسندگانی داریم که با وجود اینکه از سالهای دور شعر یا داستان دارند ، موقع خواندن آنها آدم حس می کند که در همین زمان ...
0

شعر
ای فلات باستانی بوی هجران می‌دهی روی دست نارفیقان عاقبت جان می‌دهی! چلسُتونَت بی‌سُتون شد بیسُتونت غرق خون تخت جمشیدت شکست این‌گونه تاوان می‌دهی! از کران تا بی‌کران ...
1

زندگینامه
تولستوی در یکی از نامه‌هایش، عجیب‌ترین جمله بشری را می‌نویسد: «من کاملا خوشبختم و دیگر چیزی کم ندارم.» «خوشبختیِ» تولستوی به جوانی‌اش بازمی‌گشت، آن هنگام که سرشار از ...
0