به مناسب زادروز نادر ابراهیمی

به مناسب زادروز نادر ابراهیمی

- درزندگینامه
50
0

14 فروردین زادروز

نادر ابراهیمی

نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار،
فیلم ساز و ترانه سرا گرامی باد

زندگینامه

نادر ابراهیمی در چهاردهم فروردین سال 1315 در یک خانواده سرشناس کرمانی در تهران به دنیا آمد ، جد پدری او “ابراهیم خان ظهیرالدوله “حاکم نامدار کرمان در زمان قاجاریه بود.

او نوشتن را از پانزده سالگی آغاز کرد و در دانشکده ابتدا در رشته حقوق شروع به تحصیل کرد ولی پس از دو سال آنرا رها کرد و در رشته ادبیات انگلیسی لیسانس گرفت.

نخستین کتاب ابراهیمی در سال 1342 با نام “خانه ای برای شب “منتشر شد که یک مجموعه داستان کوتاه بود و داستان “دشنام “از میان داستان های کتاب مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفت.

ابراهیمی در طول زندگیش مشاغل مختلفی داشت که در دو کتاب به نام های “ابن مشغله “و “ابو مشاغل “به شرح آنها پرداخته است.

او در زمینه فیلم سازی و فیلم نامه نویسی هم فعالیت های داشته است و چندین فیلم مستند، سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی هم ساخته است.

از مهمترین اقدامات او فعالیت در حوزه ادبیات کودک بود که با تاسیس “موسسه ی همگام با کودکان و نوجوان “به همراه همسرش، به بررسی و مطالعه خلق و خوی و نحوه یادگیری کودکان پرداخت، و در این زمینه برنده جایزه تعلیم و تربیت “یونسکو “و جایزه نخست کتاب کودک “براتیسلاوا ” شد.

ابراهیمی اولین موسسه غیر انتفاعی ایران شناسی و یکی از قدیمی ترین گروه های کوهنوردی را نیز در ایران پایه گذاری کرده است.

نادر ابراهیمی پس از یک دوره تحمل بیماری در سن هفتاد و دو سالگی در شانزدهم خرداد سال 1387 در تهران درگذشت.

برخی از آثار

ادبیات بزرگسالان

با سرود خوان جنگ در خطه نام و ننگ
بار دیگر شهری که دوست داشتم
افسانه ی باران
آتش بدون دود
فردا شکل امروز نیست
چهل نامه کوتاه به همسرم
سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید
یک عاشقانه آرام
در سرزمین کوچک من
مردی در تبعید ابدی (زندگینامه ملا صدرا)

ادبیات کودک

کلاغ ها
دور از خانه
سفر های دور و دراز هامی و کامی در وطن
قصه گل های قالی
برادرت را صدا کن
حکایت دو درخت خرما
قصه های موش خودنما و شتر باصفا
هفت آموزگار مهربان

متن از لیلا دلارستاقی

درباره نویسنده

در حال حاضر پزشک عمومی هستم و متولد سال 1339. از 14 سالگی داستان نویسی را شروع کردم و تا 18 سالگی چندین داستانم در نشریات دانش آموزی (در تهران) و دانشجویی (دانشکده ی علوم کرمانشاه) و در جاهای دیگر به صورت متفرقه چاپ شد و با وقفه ای طولانی مدت از سال 88 مجددا شروع به نوشتن کردم که درسال 94 به صورت مجموعه داستانی با عنوان "عاقبت یک رویا" چاپ شد.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

شعری از حسین پناهی

ما تماشاچیانی هستیم که پشت درهای بسته مانده