به مردم داغ دیده ی شهرم کرمانشاه ؛ شهریار طاووسی(همراز) + دکلمه

در آغوشم بگیر ای آخرین همدم

که بی تو زندگانی سخت دلگیر است

تو را می خواهم و با تو

ندارم ترسی از مردن

که آغوشت برایم

بهترین آغاز و پایان است

تو را می خواهم و باکی ز مردن نیست

که با تو

زندگی و مرگ؛ بودن یا نبودن

مثلِ هم باشد

در آغوشِ تو می خوابم

برای آخرین دَم ، آخرین لحظه

پناهم، مهربانم، عشقِ پاکِ جاودانم

«خوشا مُردن، خوشا از عاشقی مردن¤»

خوشا مرگی که در آغوشِ تو باشد

دانلود

دکلمه: زهره نوری

دکتر شهریار طاووسی (همراز)

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *