در آغوشم بگیر ای آخرین همدم

که بی تو زندگانی سخت دلگیر است

تو را می خواهم و با تو

ندارم ترسی از مردن

که آغوشت برایم

بهترین آغاز و پایان است

تو را می خواهم و باکی ز مردن نیست

که با تو

زندگی و مرگ؛ بودن یا نبودن

مثلِ هم باشد

در آغوشِ تو می خوابم

برای آخرین دَم ، آخرین لحظه

پناهم، مهربانم، عشقِ پاکِ جاودانم

«خوشا مُردن، خوشا از عاشقی مردن¤»

خوشا مرگی که در آغوشِ تو باشد

دانلود

دکلمه: زهره نوری

درباره نویسنده

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

3 نظر

  1. ممنون از اشعار زیبا و دلپسند شما قلمتان سبز و مانا

  2. سلام میشه لینک داخل مطلبو چک کنید.برای من
    مشکل داشت.ممنون

    1. علی قنبری کاکاوندی

      سلام لینک مشکلی نداشت. بهتره با دانلود منیجر دانلودش کنید.لینک

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

شعر ” خفتگان تاریخ ” از شهریار طاووسی(همراز)

ما خفتگانِ تاریخ؛ ناباورانِ خورشید دل خسته از