یادداشتی بر مجموعه داستان عاقبت یک رویا – زهره کلهرنیا

یادداشتی بر مجموعه داستان عاقبت یک رویا – زهره کلهرنیا

- درمعرفی کتاب
192
0

یادداشتی بر مجموعه داستان عاقبت یک رویا
علی قنبری کاکاوندی
نشر افکار

عاقبت یک رویا:منظومه ای درستایش نیکی
درکتاب مرشد ومارگریتا،از میخاییل بولگاکف دربخش سفرشیطان به مسکو می خوانیم که شیطان در تیاتر شهر مسکواز تماشاگران مشتاق وشیفته دعوت می کند که لباس هایشان را با لباس های پرزرق وبرق،جواهرات وپالتو های پوست ،مبادله کنند؛در پایان آن شب،مردم جمعیتی شیدارا می بینند که از تیاتر خارج شده اند وبرهنه وعریان در خیابان های شهر ،رفت وآمد می کنند.
شاید نقل امروز ماست که در گرداب جذابیت فریب کارانه ی فضاهایی تهی از معنا،سرگردان وره گم کرده،از تعمق واندیشیدن به نزدیکترین وپیش رو ترین مضامین زندگی باز مانده ایم.
برعکس آلیس که از یک پیاده روی ساده ی عصرگاهی ناگهان سراز سرزمین عجایب درمی آورد،از سرزمین عجایب بی شمار رسانه ی رنگارنگ وفضاهای مجازی به دشت هموار سلسله ای ازروایت های پیوسته ،درکتاب عاقبت یک رویا اثر علی قنبری کاکاوندی گام می نهیم وفضای ازیادرفته ای را باز می یابیم که درآن پیچیدگی مصلحت ها وتعابیر نوپدید،مرز خوبی وبدی را از نظر پنهان نمی دارند.
ملودی عواطف انسانی،تم اصلی روایت هاست:
رنج کودکان از آنکه منطق معصومانه ی آنان در برابر حکمی از پیش مقرر شده وبی رحمانه تاب نمی آورد؛تلخ تر از کشتن بره کوچولو،تباه کردن بنیان اعتماد است،اعتماد بره ی کوچک به مسعود واعتماد مسعود به پدر

سرانجام پدر بزرگ شناگر درهماوردی منصفانه ی اوباسیل رقم می خورد؛پهلوان کهنه کار با همه ی توان مبارزه ای جوانمردانه می کند،تادوردست ها درامواج خروشان سیل شنا می کند،آسان نمی بازد!منزلت او از آنکه درمبارزه بر حریفی پرتوان تراز خویش از پا در می آید،افزون می گردد.

کتاب سوزان همواره کردار وشیوه ی تاریک اندیشان وجهل گستران بوده است.در قصه آن ها که بر سوختن کتاب ها حکم داده اند،سرانجام از لهیب شعله های آن در سرمای جهل ودرماندگی گرفتار می آیند.

راوی قصه ها آنجا که باضمیر اول شخص از خود سخن می گوید،نماد انسان هدفمند وتلاش مسئولانه ی او در مسیری ست که آگاهانه برگزیده،باسرشتی قدردان وبی انتظار از دیگران.ترانه ای سرنوشت اوورفیقی را به یکدیگر پیوند می دهد وسیل عواطف بر دوست،که بیش نمی پاید واو نیز چون پدر بزرگ شناگر،قهرمانانه با حریفی قهار دست وپنجه نرم می کند.

تجارب مشترک نویسنده وخوانندگان از روابط اداری شاید در مقیاسی جهان سومی که در آثار عزیز نسین ونویسندگان کرد وعرب نیز توصیف شده اند،دست مایه هایی برای ارزش نهادن به مناعت طبع وشرافت انسانی ست.
قلب تپنده ی کتاب،قصه ی آخراست که در آن دغدغه های انسانی آموزگاری شریف وسیمای راستین یک معلم توصیف شده است.

نویسنده باانتخاب نثر وزبانی ساده وروان ودوری جستن از پیچیدگی وتفاخر کلام،به آسانی بامخاطب ارتباط برقرار می کند.
زنان در جایگاه مادر وآموزگار حضوری فراخور دارند ولطافت حس زنانه درشخصیت های قصه ها به نحو بارزی ترسیم شده است.

بااشتیاق چشم به راه آثار بعدی ایشان خواهیم بود.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

برای کوچ اشرف این سالهای ابری – به قلم محسن احمدوندی

داخل کلاس می‌شوم. هنوز روی صندلی‌ام ننشسته‌‌ام که