شیرین مثل لطیف تلخستانی – به قلم شهریار طاووسی(همراز)

♦️شیرین مثل لطیف تلخستانی!

علی اشرف درویشیان از اولین نویسندگانی بود که شناختم، وقتی که معلم کلاس چهارم دبستان که علاقه ی مرا به مطالعه دیده بود کتابی را به من دادتا بخوانم، کتابی که جلد آن سفید بود و اسمی نداشت ودر صفحه ی دوم آن نوشته بود «آبشوران» ونویسنده اش«لطیف تلخستانی» بود . اسم کتاب آشنا بود و نثر کتاب آشناتر ، همان زبانی که اطرافیانم با آن سخن می گفتند ، دعوا می کردند، محبت می کردند ، عاشق می شدند ، زبان روزمره ی مردم دور و برم بود، نمی توانستم کتاب را زمین بگذارم هر صفحه اش دست مرا می گرفت و به صفحه ی بعد می برد ، حوادث کتاب را درک می کردم ، می فهمیدم و با افراد آن همذات پنداری داشتم .انگار خودم بودم و کتاب داستان زندگی مرا و اطرافیانم را بیان می کرد .

بعدها که کتاب «از این ولایت» را خواندم دانستم «لطیف تلخستانی» همان«علی اشرف درویشیان» است اما« آبشوران»همیشه برایم چیز دیگری بود ، «از این ولایت» کتاب خوبی بود مثل« همراه آهنگ های بابام »و «فصل نان »ولی هیچکدام برایم حس «آبشوران»را نداشتند، «سلول هجده»برایم کتابی معمولی بود ، «گل طلا و کلاش قرمز» را دوست نداشتم ،چرا که پرواز قهرمان داستان را در کارهای «صمد بهرنگی» خوانده بودم و برایم تازگی نداشت،« روزنامه دیواری مدرسه ی ما»معمولی بود و «کی بر می گردی داداش جان؟»هم به همچنین و…

بعدها رمان «سالهای ابری» را هرگز دوست نداشتم و آن را بر خلاف حقیقت می دانستنم چرا که چند شخصیت رمان را از نزدیک می شناختم و می دانستم که نویسنده بر مبنای جهت گیری سیاسیش در باره ی آنها نوشته است نه واقعیت وجودیشان ، کارهای تحقیاتی «علی اشرف درویشیان» مثل« فرهنگ کردی_فارسی»و«داستان های محبوب من» و «افسانه های مردم ایران» با همکاری «رضا خندان مهابادی» کارهای ارزشمندی هستند که قابل تقدیرند. مقالات و جنگ هایش را هم خوانده ام و از «صمد جاودانه شد» او در ذهنم همین جاودانگی «صمد »مانده است .

اکنون که «علی اشرف درویشیان» پس از دوره ی طولانی بیماری دنیا را وداع نموده است و جان بی قرار و روح سرکشش به آرامش رسیده است دوست دارم زمان به عقب بر می گشت و دوباره «آبشورانِ» «لطیف تلخستانی» را برای بار اول می خواندم شاید گردش روزگار به گونه ای دیگر می شد وشاید اودر این تکرار روزگار شاهکاری دیگر را می نوشت . حسی که با خواندن «آبشوران» برایم به وجود آمد تکرار نشدنی است و من «لطیف تلخستانی» را گم کرده ام

درباره نویسنده

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

شعر ” خفتگان تاریخ ” از شهریار طاووسی(همراز)

ما خفتگانِ تاریخ؛ ناباورانِ خورشید دل خسته از