شعر”کودک پنج ساله”از شهریار طاووسی(همراز)

کودکی پنج ساله

در عمقِ وجودم فریاد می کشد :

تنهایم نگذار ؛ مرد خسته

هم بازیم را می خواهم

من امّا فقط

به فکرِ سر رسیدِ قسط های آخِرِ ماهم

بادبادکی با گوشواره های رنگی

در دست های باد رهاست

کودک از من بادبادک می خواهد

من امّا فقط

به فکرِ رسیدن به آخِرِ راهم

کودکِ لج کرده ، پای بر زمین می کوبد

چرا بزرگ شدی ؟ مردِ تنها

کوچه هایِ قدیمیِ شهرِ گمشده تورا می خواهند

من امّا فقط

به فکرِ گریز از زندگیِ جانکاهم

چشم هایِ کودکِ پنج ساله ، بارانی است

من امّا فقط

برای گریه کردن هم

دربدر به دنبالِ یک آشنا ؛ یک سرپناهم

دکتر شهریار طاووسی (همراز)

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *