شعر “بعد از تو” از شهریار طاووسی(همراز)

آن کهنه کتابم که خریدی و نخواندی

پاییز غم انگیز که رفتی و نماندی

من چشم به راهِ خبری خوش ز تو بودم

هر بار گذشتی و پیامی نرساندی

بیچاره دلم حسرت دیدارِ تو را داشت

یک بار دلم را تو ز حسرت نرهاندی

با چشم سیاهت که نظر کرده ی عشق است

دل را پی خود در خَمِ هر کوچه کشاندی

با دانه ی لبخند چرا مرغِ دلم را

بر بام نشاندی و به سنگی ش پراندی

تو ساقی دردی که به جایِ میِ خوش رنگ

با ساغرِ غم زهر به این خسته چشاندی

تصویرِ جدایی به دلِ آینه افتاد

آئینه شکستی و گذشتی و نماندی

بعد از تو دلم کلبه ی ویرانه ی غم شد

دل را تو به خاکِ سیهِ غُصه نشاندی

دکتر شهریار طاووسی (همراز)

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *