شعر میوه ی باغ نظر از شهریار طاووسی(همراز)

شعر میوه ی باغ نظر از شهریار طاووسی(همراز)

- درشعر
211
0
  • میوه ی باغ نظر

بی تو هر لحظه مرا عمر به سر می آید

گویی از قافله‌ی مرگ خبر می‌آید

بی تو این زندگیِ لعنتی و پوشالی

جان به سر کرده مرا تا که به سر می آید

باغ تاراج شد و خشک شد و رفت ز دست

از دمِ سردِ خزان ، سبزه مگر می‌آید ؟

از پسِ پنجره‌ی شب به افق می‌نگریم

تا ببینیم که از دور سحر می‌آید

شب نشینیم و به تاریکی شب خو کردیم

مژده‌ی نور بده صبح اگر می‌آید

به تنِ کاجِ کهنسال هراس افتاده است

سایه‌ی مرگ به همراهِ تبر می‌آید

سخن آهسته بگوییم ، سکوت آباد است

که ز هر جمله‌ی ما بویِ خطر می آید

چشممان مانده به ره تا خبری خوش آید

تا بگویند مسافر ، ز سفر می‌آید

عشق ” همرازِ ” بهار است از او می‌پرسم

میوه‌ی باغِ نظر کی به ثمر می‌آید ؟

  • شهریار طاووسی (همراز)

درباره نویسنده

شهریار"شهزاد" طاووسی متخلص به «همراز» متولد آخرین ماه از خزان هزار و سیصد و چهل و پنج که دفتر عمرش هنوز باز است، شاعر ، داستان نویس و منتقد ، بین سال های پنجاه و هشت تا هفتاد تعدادی داستان و شعر و مقاله و نقد در نشریات مختلف از جمله مجله ی فیلم ، روزنامه ی اطلاعات ، گل آقا و... از او چاپ شده است ، کتابی کوچک به نام دلفین ها را ترجمه که در همان سال ها از او چاپ شده است، چندین سال سکوتی خود خواسته را تجربه کرده و از دوسال پیش بار دیگر دست به اشتراک گذاری کار هایش در فضای مجازی نموده است .

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

شعر ” خفتگان تاریخ ” از شهریار طاووسی(همراز)

ما خفتگانِ تاریخ؛ ناباورانِ خورشید دل خسته از